جدیدترین...
نخودیه مامان...
مامان از امروز مشغول یاد دادن چند تا شعر تازه به خرگوش کوچولوی باهوشم هستم فک نمیکردم که رغبت نشون بدی ولی خیلی خوب استقبال میکنی و بادقت گوش میدی
البته بذار یه شعری که باهم میخونیم و واست بنویسم
من: بزی نشست تو پسرگلم: ایبونش
من: نامه نوشت پسر گلم: به مادیش
من: من بزییه پسرگلم: خودتی(یعنی توهستم)
من: ناز نازیه پسرگلم: خودتی(یعنی توهستم)
من: دیشب رفتم پسرگلم: به دنگل (جنگل)
من: شیر رو پسرگلم: تگاده کردم(کلافه)
من: با این پسرگلم: ٢تا انگشت اشارت رو میزاری روسرت (یعنی شاخهای تیزم)
من :شکمشو پاره کردم
من: شکم پاره حیا کن
من: برو سرجات پسر گلم: لالا کن
میدونم اینقد باهوشی که زودی یاد میگیری






***پدربزرگ، مادربزرگ
پدر بزرگ خوبم همیشه مهربونه وقتی که پیش منه برام کتاب می خونه
مادر بزرگ نازم خیلی برام عزیزه هرچی غذا می پزه خوشمزه و لذیذه
وقتی با اونها باشم غصه و غم ندارم دنیا برام قشنگه هیچ چیزی کم ندارم.
*** میوه نخور نشسته
میوه نخور نشسته رویش مگس نشسته اول بشور با دقت بعدا بخور با لذت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عاااااااااااااااشقققققققققققققتم
کیارش این کارها رو با شعر خوندن انجام میده


وقتی شعر خوندن تموم میشه تا ازت غافل میشم ...



جدیدترین...
