ایجا و ایجوری
عزیزکم...
توی آشپزخونه مشغولم که دست کوچولوت رو می ذاری روی سرت و با قیافه درهم میای سراغم و ازم میخوای که سرت رو ببوسم، می بوسم و میگم آخ شده؟میگی آخ یا درد. میگم کجا؟
از بغلم میای پایین و میدویی سمت جایی که سرت خورده رو نشون میدی و میگی"ایجا"
میگم خوب چطوری؟
زانو می زنی و میگی " ایجوری " و خودت رو پخش زمین میکنی و غلت میزنی
یا بعضی وقتها محکم با دستهای کوچولوت میزنی به همونجا و میگی بد بد بد
آخه انگار عادت کردی که هر جای بدنت به چیزی بخوره و احساس درد کنی باید بیای سراغمون و اونجایی که به قول خودت آخ شده رو ببوسیم و ازت می پرسم که کیارش چی شده میگی آخ یا درد و اگه نبوسیم ول کن قضیه نمیشی و صدات بلند و بلند تر میشه تا اینکه مجبور میکنی ببوسیم و محکم اون موقعه که باید باید بچلونیمت و در ضمن خودت هم پا یا دست هر جایی که باشه رو می بوسی و خودت رو خیلی تحویل می گیری
عزیییییییییزکککککککم مامان برات میمیییییییییییییییییییییره




ایجا و ایجوری
